معجزه ی باور

داستانی درباره ی مردی گفته می شود که در گذشته های دور زندگی می کرد و در کسب و کارش با مشکلی جدی رو به رو بود . او بدهی بسیاری داشت و چند مشتری مهمش را از دست داده بود . هیچ کس حاضر نمی شد با او داد و ستد کند و طلبکاران به شدت به او فشار می آوردند .
او نمی دانست آیا باید همچنان به تلاش و تکاپو ادامه دهد یا فقط باید ورشکستگی اش را اعلام کند و به کسب و کارش پایان دهد . او آن شب تصمیم گرفت به پارکی در آن نزدیکی برود تا اندکی قدم بزند و در این باره بیندیشد و تصمیم بگیرد که چه کند.
او در پارک روی پلی کوچک ایستاد و به جریان آبی می نگریست که از زیر پل می گذشت . در این زمان ، مردی سالخورده از دل تاریکی پدیدار شد . پیرمرد با مشاهده ی چهره ی اندوهگین این مرد لحظه ای ایستاد و از او خواست تا علت ناراحتی اش را بازگو کند.
آن مرد نیز به دلایلی درباره ی مشکلات مالی اش با پیرمرد حرف زد . او گفت کسب و کارش در آستانه ی ورشکستگی است؛ در حالی که چنین کسب و کاری آینده ای درخشان خواهد داشت . پیرمرد مشتاقانه به حرف های آن مرد گوش کرد و سپس گفت : تصور می کنم می توانم به شما کمک کنم.
پیرمرد دسته چکی را از جیبش بیرون آورد ، نام آن مرد را پرسید ، چکی را برای او نوشت ، آن را در دستش گذاشت و گفت : این پول را بگیر. قرار می گذاریم سال بعد هم درست در همین تاریخ و ساعت به این جا بیاییم تا بتوانی پول مرا بازگردانی. سپس ، پیرمرد بازگشت و در تاریکی از نظر ناپدید شد.
وقتی آن مرد به دفتر کارش بازگشت ؛ چک پیرمرد را دید و پی برد مبلغ آن پانصد هزار دلار است . او این موضوع را شوخی پنداشت تا این که امضای چک را دید . این چک به نام جان . دی راکفلر امضا شده بود . او چکی نیم میلیون دلاری را از ثروتمندترین مرد جهان در آن روزگار دریافت کرده بود . راکفلر صاحب شرکت نفت در آن زمان محسوب می شد و به سخاوتمندی و بخشندگی شهرت داشت .
آن مرد ابتدا با خودش اندیشید با نقد کردن آن چک می تواند همه ی مشکلات مالی اش را حل کند . اما در پایان تصمیم گرفت ، به جای نقد کردن چک ، آن را همچنان نگه دارد و هر زمان لازم شد ، از آن استفاده کند . او با این آگاهی به کارش ادامه داد که نیم میلیون دلار پول دارد . به این ترتیب ، با اعتماد به نفسی بیشتر با طلبکاران و مشتریانش رو به رو شد و کسب و کارش را به کلی دگرگون کرد .
او با اشتیاقی دوباره به کسب و کارش ادامه داد . با طلبکارانش به توافق  رسید که بدهی آنان را به صورت اقساط یا در مدتی طولانی تر بپردازد . او همچنین موفق شد چند قرارداد مهم را برای فروش کالاهایش به ثمر برساند . در طی چند ماه، کسب و کار او دوباره رونق گرفت . این مرد موفق شد بدهی هایش را بپردازد و درآمد آفرینی کند.
یک سال بعد ، او دوباره به همان پارک رفت و روی همان پل کوچک ایستاد؛ در حالی که چک نقد نشده اش را در دست داشت . او دیگر نمی توانست منتظر بماند . می خواست هر چه زودتر به مرد سالخورده بگوید که برایش چه اتفاقی افتاده است . پیرمرد ، درست در زمان توافق شده بار دیگر از دل تاریکی پدیدار شد . درست در همان زمان که آن مرد می خواست چک پیرمرد را به او بازگرداند و داستان هیجان انگیزش را درباره ی موفقیت و کامیابی اش در طی دوازده ماه اخیر برای او تعریف کند ؛ پرستاری از تاریکی به سوی پیرمرد آمد و بازوی او را گرفت .
پرستار از آن مرد عذرخواهی کرد و گفت : خوشحالم که به موقع رسیدم . امیدوارم این پیرمرد مزاحمتان نشده باشد . او همیشه از آسایشگاه فرار می کند ، به این سو و آن سو می رود و به مردم می گوید راکفلر است. پرستار همچنان که بازوی پیرمرد را گرفته بود با او از آن جا دور شد .
آن مرد حیرت زده همان جا ایستاد . او ، در سراسر سال ،  که کسب و کارش را اداره کرده و داد و ستدهایی فراوان را به ثمر رسانده بود که اطمینان داشت پشتوانه ای پانصد هزار دلاری دارد و در زمان لزوم می تواند از آن استفاده کند .
ناگهان این اندیشه به ذهنش رسید : او بر مبنای  باورهایش به يك موفقیت رسیده بود ؛ حتی با وجود این که باورهای مثبت او بر مبنای اطلاعاتی نادرست شکل گرفته بودند . اعتماد به نفس واقعی او در عملکردش سبب شد بتواند وضعیت کسب و کارش را بهبود بخشد .
نکته : باورهای شما به واقعیت های زندگی تان تبدیل می شوند . شما دیده های خود را باور نمی کنید ، بلکه باورهایتان را می بینید . ویلیام جیمز می گوید : « باور به راستی حقیقتی واقعی را می آفریند.» اگر باور و اطمینانی نیرومند داشته باشید ؛ دنیای بیرونی شما نیز ساختاری هماهنگ با باورهای شما خواهد داشت . در حقیقت ، دنیای امروز شما در کل تصویری از باورهای درونی تان است . شما در دنیای بیرونی بر مبنای باورهاي درونی تان رفتار می کنید . شما دنياي پیرامونتان را بر مبنای باورتان درباره ی واقعیت ها می بینید . چگونه می توانید باورهای واقعی تان را تعیین کنید ؟ ساده است . با توجه کردن به کارهایی که انجام می دهید یا نمی دهید ، می توانید بگویید به معنای واقعی چه باورهایی دارید . با توجه کردن به گفت و گوها ، تصمیم گیری ها و نگرش تان می توانید بگویید چه باورهایی را در ذهنتان پرورانده اید . وقتی به راستی باور دارید انسانی استثنایی هستید و توانایی هایی بی نظیر دارید ؛ همچون چنین انسانی راه می روید ، حرف می نید و عمل می کنید . در این صورت ، باور و اعتقاد درونی شما به واقعیت های زندگی تان تبدیل خواهد شد .
شاد و پيروز باشيد
Scroll
فعالیت شرکت بازاریابان ایرانیان زمین بصورت یک شخصیت حقوقی مستقل ، مطابق با آیین نامه ماده 87 قانون نظام صنفی دارای پروانه کسب بازاریابی شبکه ای است و شرکت بازاریابان ایرانیان زمین هیچگونه وابستگی به ارگانها و نهاد های دولتی ، غیر دولتی و امنیتی ندارد .
بالاترين فروش شخصي ماه گذشته
1. آقاي محمد رضا ناصری با نام کاربری yalesistan
2. آقاي شیروان کریمی با نام کاربری shiravan50
3. خانم سروی جوکار با نام کاربری sarvi95
4. آقاي عباس تاج خراسانی با نام کاربری tak1331
5. آقاي ناصر جلالی با نام کاربری acenaser123

بالاترين فروش شخصي ماه جاري(آنلاين)
1. آقاي محمد مهدي مهاجري با نام کاربری majmohajeri
2. آقاي امیرحسین حقیقی با نام کاربری eagleamirr
3. خانم بهار توانگري با نام کاربری Bahar0610
4. آقاي مهدی عالیشاه با نام کاربری aceme19
5. آقاي علی مرادی با نام کاربری ace1401aliM
ارتباط مستقيم با دفتر مرکزي
شــــمــاره پـــــيــــــامـــــــک مـــــا:۳۰۰۰۷۹۵۷۹۵۹۴۳۴
پــســـت الـــکــــتــرونـــيــــکــي : info@bizmlm.ir
بــــــازرســـــــــــي اصــــــنـــــــــاف : ۲۶۴۲۱۲۸۹-۲۶۴۲۱۱۹۶
پــــــــشـــــتـــيـبــــاني بـــــــــــــــيز : ۴۳۰۷۲ (۰۲۱)
ربــات هوشمند در تلگرام : bizmlmir_bot
کاتالوگ برندها و شرکتهاي همکار
بیز
کجال بیز
ساعت تراست بیز
دکتر بین بیز
ساعت اکتیو بیز
عطرینه بیز
لاریکیت
ایزیول بیز
بیز
بیک بیز
ویبو بیز
آمار بازديد کنندگان سايت ما
بازديـد امروز صفحات سايت : ۱۵۲۹۳
بازديـد ديروز صفحات سايت : ۷۷۷۴۴۲
بازديـد صفحات هـــفت روزه : ۴۰۰۸۰۰۹
بازديـد صفحات ايــــــن مـــاه : ۱۰۵۷۶۵۳۵

همراه با ما در شبکه هاي اجتماعي
فیسبوک بیز تویتر بیز گوگل+ بیز اینستا گرام بیز یوتیوب بیز ایندلیشز بیز آراس اس بیز