آرزوی قدیمی

وقتي آرزو ميکني که کاش به اندازه اي درآمد داشتي تا مي توانستي به چند نفر از عزيزترين کسانت که در سختي زندگي از بي پولي رنج مي برند و حتي بچه هايشان را به خاطر کار کردن يا کمبود مالي از مدرسه رفتن باز مي دارند يا به دليل بي پولي به بيماري خودشان نمي توانند برسند، يا به افرادي که باسواد و متخصص هستند اما به دليل نداشتن پارتي يا فاميلي در يک اداره نمي توانند از تخصص خودشان استفاده کرده و امرار معاش کنند کمک کني و به خودت و درآمد ماهانه ات نگاه مي کني مي بيني که با اين پول حتي نمي تواني زندگي خودت را بچرخاني چه رسد به اينکه کمکي هم به آنها بکني. يا اصلا فرض کنيم مي تواني کمک کني اما چقدر و چگونه؟ آيا مي تواني براي تک تک آنها خانه بخري؟ آيا مي تواني ماشين بخري؟ بچه هايشان را به مدرسه بفرستي؟ با سواد هاي بيکار را استخدام کني؟ مگر تو برد مالي ات چقدر است؟ تازه اگر هم بتواني کمک کني يک بار مي تواني آن هم با چه آب و تابي. در ضمن اگر فرد خوبي باشي شايد منت نکني اما بالاخره طرف از اين کمک تو خجالت زده ميشود يا نه؟ آيا احساس مي کند که به تو مديون است يا نه؟ در اين موقع چه کار مي کني؟ ...

 

وقتي مي آيي و تنها با معرفي يک ساعته و با يک سرمايه اندک راهي را برايشان باز مي کني تا جايي که دلشان مي خواهد پولدار شوند، به آرزوهايشان برسند، به خانه هايشان برسند، به ماشين مورد علاقه اشان برسند، به بچه هايشان برسند و ... در اين حالت چه احساسي پيدا مي کني؟

وقتي از بچگي ياد مي دهند که بايد به همه تعظيم کني، يا مواظب باشي پيش آقاي فلاني درست حرف بزني، هي مي ترسانند که يک وقت پيش فلاني ضايع نشي، حرفي نزني که آبرويمان برود، تو کلاس نبايد سوال کني ها ضايع مي شي، پيش دوستات زياد حرف نزني ها اشتباهي مي گي مي خندند بهت، و .... نتيجه اين مي شه که نتواني حرفايت را بزني و اعتماد به نفست را پاک از دست ميدهي، خودت را مي بازي و ديگر جرأت حرف زدن پيش هيچ کس را نداري ديگر نمي تواني از معلمت، از استادت اشکالت را بپرسي، نمي تواني حرفت را به دوستانت بگويي، نمي تواني توي کلاس کنفرانس بدهي يا اگر هم مجبور باشي؛ دست و پايت مي لرزد نتيجه اين مي شود که تبديل به يک فرد گوشه گير و منزوي و در نتيجه افسرده مي شوي. بعد تازه مي فهمي که بايد بروي پيش مشاور البته سواي اينکه چقدر بايد بپردازي هي تو درون خودت مي گويي نکنه مردم بهم بگن اين پسره (دختره) رواني شده و مي ره روانشناسي؛ گذشته از آن معلوم هم نيست که درست بشوي يا نه؟ چون فقط تئوري هارو بهت مي گويند و بايد بتواني توي محيط هاي مختلف آنها را تمرين کني باز معلوم نيست بتوني به آنها عمل کني يا نه... ؟ حالا وقتي وارد سيستم مي شوي و شروع به معرفي افراد مي کني يواش يواش وارد دنيايي مي شوي که خودت را نشان بدهي، وقتي ياد مي گيري که درست پرزنت کني آن موقع مراحل عملي حرف زدن را تمرين مي کني با استرسات مي جنگي ولي چون هدف داري و بابت اين هدف پول پرداخت کردي خودت را مجبور مي کني تا هر طور که شده بتواني و درست پرزنت کني، وقتي با شور و شوق پرزنت را انجام مي دهي متوجه همم نميشوي که بابا مگر تو هماني نيستي که حتي گفتن حاضر هم توي کلاس برايت سخت بود و در واقع تو بدون اينکه بابت مشاوره پولي پرداخت کني (تازه پول هم دريافت مي کني) تبديل به شخصيت اصليت ميشوي و مي بيني بابا تو ديگر راحت مي تواني پيش دوستانت حرف بزني از خودت تعريف کني از شخصيت محترم خودت دفاع کني. وقتي توي جلسه آموزشي مي نشيني و افراد مختلف را آموزش ميدهي ديگر برايت عادي ميشود که تو کلاس سوال کني چون خودت داري کلاسي را اداره مي کني. ديگر راحت مي تواني کنفرانس بدهي، از پايان نامه ات خيلي راحت مي تواني پيش استادهايت و داورها و ساير دانشجوها دفاع کني. ديگر حتي فکر استرس هم از کله ات بيرون رفته. آن موقع چه احساسي پيدا مي کني؟

وقتي تو جلسات فالو تلاش مي کني طرف را با دليلهاي منطقي قانع کني و بهش راستِ همه چيز را بگويي آن موقع عادت مي کني تو زندگيت منطق گرا و راستگو باشي و اين تبديل به يک فرهنگ در مجموعه ات و در نتيجه در جامعه ات ميشود؛ وقتي نمي خواهي خلاف قانون رفتار کني و تمامي حرفايي که مي زني بر اساس قوانين بين المللي باشه اون موقع ياد مي گيري که قانون چقدر محترم است و بايد در چارچوب قانون زندگي کرد. وقتي از چند نفر جواب رد ميشنوي ديگر به اين چيزها عادت مي کني و باعث مي شود تا در زندگي ات واقع گرا باشي و بداني که همه چيز بر اساس خواسته آدم پيش نمي رود و نمي تواند باشد و در اينجا توي موقعيتهاي ديگر نيز اگر از کسي جواب نه ميشنوي خودت را نمي بازي بلکه سعي مي کني تا به دلايل طرف گوش کني و خودت را با واقعيت وفق بدهي و اين يعني با واقعيت زندگي کردن. وقتي تو که نمي توانستي پيش دو نفر حرف بزني حالا خيلي راحت مي تواني کار سازماني و جمعي انجام دهي، مدير مجموعه خود بشوي و به زير مجموعه هايت آموزش بدهي، به آنها کمک کني و آنها هم به زير مجموعه هايشان و به اين ترتيب فرهنگِ کمک به همنوع در جامعه رشد مي کند و تمامي قوميتهاي مختلف مي توانند در کنار هم با صميميت زندگي کنند؛(چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد)؛ ياد مي گيري که آراسته و پيراسته با حفظ شخصيت اجتماعي مناسب بر ديگران اثر بگذاري و مسؤليت پذير باشي. نکته جالب اينجاست که در ادبيات مديريت معمولاً پيشنهاد ميشود که افراد کارآفرين مدتي به شغل بازاريابي بپردازند تا بتوانند بر ضعفهاي دروني خود غلبه کنند و از شکست و جواب منفي نهراسند و بعد بروند دنبال شرکت زدن. حالا ببين چه احساسي داري؟

وقتي يک چيز جديدي تو دنيا کشف ميشود يا اتفاقي در آن گوشه دنيا مي افتد، تا خبرش به گوش ما که در گوشه اي از کشور هستيم برسد چقدر طول مي کشد؟ وقتي يک نفر وارد سيستم ميشود در واقع وارد مجموعه اي عظيم از انسانها ميشود که کارشان با اينترنت و اخبار و اين چيزهاست و بدون اينکه بخواي، از جريانات و اتفاقات مختلف در کل دنيا با خبر ميشوي. نکته مهم تر اينجاست که متاسفانه هنوز فرهنگِ استفاده از اينترنت در جامعه جا نيفتاده و يا اگر هم بعضي ها استفاده مي کنند درست استفاده نمي کنند مزيتي که اين سيستم دارد اين است که همه اعضا با اينترنت آشنا مي شوند و از آن به عنوان بهترين منبع اطلاعاتي استفاده مي کنند. حتي يک روستايي که تا به حال از اينترنت چيزي نشنيده بود حالا به زير مجموعه هايش اينترنت ياد ميدهد و اين يعني توسعه، رشد. انصافاً خودتان حساب کنيد اگر اين کار نبود اين افراد چطوري با اين شبکه جهاني آشنا مي شدند؟ شايد بگوييد بروند دانشگاه آنجا ياد مي گيرند اما من بگويم که آيا با اين شرايط دانشگاهها امکان ورود همه به دانشگاه در ايران وجود دارد؟

يکي از پراسپکتهايم وقتي فالو مي کردم به من گفت : يعني چي؟ ما 4 سال تو دانشگاه سراسري پدرمون در بياد و مهندسي برق بخونيم حالا بيايم کاري را انجام بديم که يه ديپلم يا زير ديپلم هم مي تونه اونو انجام بده!؟ ما بايد بريم شرکت استخدام شيم و بايد کار با کلاس انجام بديم نه کار بي کلاس! مي دانيد من در جوابش چي گفتم؟ گفتم عظمت کار نتورک مارکتينگ همينجاست و در واقع يکي از شاهکارهاي اين سيستم حساب ميشود مي دانيد چرا؟ به خاطر اينکه اين سيستم حال آنهايي را که علم را براي پول درآوردن ياد مي گيرند، مي گيرد چرا که اگر کسي مدرک مهندسي برقش را (يا هر مدرک علمي که دارد را) براي کار در شرکت خاصي بگيرد و با آن فقط به عنوان منبع پول درآوردن استفاده کند در اينجور مواقع هم حالش بد جوري گرفته ميشود. هنر مهندسي به کار کردن در شرکت خاصي براي کسب درآمد نيست به علمي است که مي آموزيم. اين سيستم در واقع نوعي توزيع عادلانه ثروت بين تمامي افرادي که فعاليت مي کنند هست جداي از مدرک و جنسيت و نژاد و غيره ... . حالا که با اين سيستم مدرک گرايي دارد ريشه کن ميشود چه احساسي داري؟ حال نمي کني؟

وقتي افرادي که برنامه اي در زندگي نداشتند و وقت ارزشمندشان را بي جهت از دست مي دادند (تا 4 شب ورق بازي مي کردند، يا تا 12 ظهر مي خوابيدند، يا توي خيابانها ول مي گشتند و دختربازي (پسر بازي) مي کردند، شلوغ مي کردند) حالا با آمدن به سيستم منظم شده و رفتارهاي بد اجتماعي خود را ترک کرده و تبديل به يک آدم ارزشمند شدند آن موقع متوجه مي شوي که چه سيستم قدرتمندي در تربيت اشخاص است. ببينيد اينها واقعيتي است که در جامعه رخ داده و مي دهد و نمي توانيم با سرپوش گذاشتن روي اينگونه مسايل منکر اين ناهنجاريها شويم و عظمت سيستم در اينگونه اصلاحها بيشتر نمايان مي شود و نمي توانيم اين مزيتهاي مهم را ناديده بگيريم.

چون اين سيستم در ايران و در ميان آشنايان و دوستان ما تازگي دارد مي توانيم افراد و دوستان صميمي خود را بيازماييم. چگونه؟ وقتي که دوستت يا فاميلت يا همکلاسيت هميشه ادعاي منطق و درستکاري و روشنفکري مي کرد حالا با معرفي اين سيستمِ تازه مي تواني عکس العمل او را زير نظر داشته باشي. ببينيد اين سيستم وارد ايران شده و يک سيستم جهاني است و امکان هم ندارد که اين توسعه جلوگيري شود. حالا افرادي که طرز فکر سنتي خود را تغيير نمي دهند و نمي توانند با چنين سيستمي رودررو شوند و البته هميشه هم دم از روشنفکري مي زنند ولي با چارچوب فکري سنتي خود با اين سيستم مقابله مي کنند براي شما قابل تشخيص هست. نمي دانم مي توانم منظورم را برسانم يا نه اما مي خواهم اين موضوع را مطرح کنم که افرادي در ميان ما هست که خود را برتر و روشنفکرتر مي دانند و فکر مي کنند که هميشه کار درست را اينها انتخاب مي کنند و انجام مي دهند حالا موقعيت مناسبي براي امتحان راستگويي آنها هست چرا که اگر گفته هايشان درست باشد با اين سيستم با دليل و مدرک علمي برخورد مي کنند اما اگر آني نباشند که ادعا مي کردند سريعاً با چنين سيتمي مقابله مي کنند و اين باطن آنها را براي تو شفاف مي سازد.

وقتي به آمارهاي رسمي و غير رسمي بيکاري در کشورمان نگاه مي کنيم تأسف مي خوريم . وقتي مي بينيم فارغ التحصيل رشته مهندسي برق براي اينکه مخارج زندگي اش را تامين کند دنبال کاري مي رود که اصلاً هيچ ربطي به رشته و تخصصش ندارد (نقاشي ساختمان) اما خوب بالاخره مجبور است و گرنه بايد کشک بخورد و چون در هيچ اداره اي يا کارخانه اي يا شرکتي آشنا ندارد و سرمايه هم ندارد که خودش شروع به کار کند تاسف مي خوريم. البته جاي بسي خوشبختي است که دنبال نقاشي ساختمان مي رود چون بعضيها حتي اين را هم بلد نيستند و مجبور مي شوند به کارهايي دست بزنند که .... . وقتي مي بينيم خانم
دانشجو يا فارغ التحصيل از دانشگاه براي اينکه بتواند قرضهايي که در دانشگاه از اين و آن گرفته را بپردازد مجبور مي شود به جاي استخدام و کار در زمينه تخصصش در يک اداره و سازماني، به کار منشي گري در شرکتهاي بي سر و ته بپردازد و ناهنجاريهايي را تحمل کند که چه بسا به ويراني سرنوشت او بيانجامد؛ تاسف مي خوريم اما فقط تاسف مي خوريم. حالا اگر اين افراد را به سيستمي معرفي کني که خيلي راحت مي توانند در کنار دوستان و آشنايان خودشان کسب درآمد مطمئن کنند و در واقع تيشه بر ريشه بيکاري مي زني، آن موقع چه احساسي به تو دست مي دهد؟ نکته اي که در مورد خانمها در اينجا مهم است اين است که چون در اين سيستم اکثراً با افرادي کار مي کنند که خيلي با آنها رابطه نزديکي دارند مثل شوهر، برادر، پدر، يا صميمي ترين و قابل اعتمادترين دوست؛ در نتيجه مهمترين مساله اشان يعني امنيت شغلي آنها تضمين مي شود که در هيچ کار ديگري به اين اندازه وجود ندارد. و اين يکي از افتخارات سيستم مي باشد.

اينها مسايلي بودند که شايد در نگاه اول ريز و ساده به نظر برسند اما وقتي به عمق مساله مي نگريم مي بينيم اين مسايل، پايه و اساس يک جامعه هستند و اگر اين موارد در جامعه عملي شود تغييرات مثبتي که در آن ايجاد مي شود فوق العاده با ارزش و با اهميت مي باشد.

علاوه بر اينها تاثيرات زياد ديگري دارد که به مرور زمان خودنمايي مي کنند. که بعضي از آنها را به صورت خلاصه وار در زير آوردم:

1- آشنايي افراد با سيستم تجاريي که تحول عظيمي در علم اقتصاد و تجارت ايجاد کرده است(نيروي محرکه اقتصاد قرن 21).

2- طرح مطمئن براي کسب درآمد بالا بدون خروج از منزل براي همه افراد نه يک عده خاص که در روش اقتصاد و تجارت سنتي وجود داشت(تکنيک قرن).

3- مقابله با اين طرز تفکر که فقط باسوادها يا آقازاده ها حق دارند کسب درآمد کنند و افراد ديگر بايد به عنوان برده اينها کار کنند.

4- تغيير نگرش و چهارچوب فکري افراد و بالا بردن سطح فکري و اطلاعاتي افراد.

5- با بکارگيري جمعيت جوان بيکار براي بازاريابي و فروش محصولات کشورمان مثل زعفران، پسته و صنايع دستي زيبايمان در داخل و خارج از کشور.

6- ترويج فرهنگ بازاريابي و سخت کوشي در جامعه. واقعيت اين است که ما توليد را تا حدود قابل قبولي بلد هستيم اما در بازاريابي و خصوصا در بازاريابي بين المللي بسيار ضعيف عمل مي کنيم و مجموعه آموزش هايي که به افراد در سيستم داده مي شود بسيار مي تواند براي اين منظور مفيد و قابل استفاده باشد.

7- ....

در پايان اميدوارم روزي برسد که تمامي مسوولين و مديران اقتصادي کشورمان با رويکرد مناسب و استفاده از اين تکنولوژي جديد و پيشرفته با کمک جوانان مستعد و دوست داشتني کشورمان در توسعه اقتصاد و فرهنگ ايران عزيزمان گامهاي مؤثرتري بردارند.

علی بالازاده

Scroll
فعالیت شرکت بازاریابان ایرانیان زمین بصورت یک شخصیت حقوقی مستقل ، مطابق با آیین نامه ماده 87 قانون نظام صنفی دارای پروانه کسب بازاریابی شبکه ای است و شرکت بازاریابان ایرانیان زمین هیچگونه وابستگی به ارگانها و نهاد های دولتی ، غیر دولتی و امنیتی ندارد .
بالاترين فروش شخصي ماه گذشته
1. آقاي محمد رضا ناصری با نام کاربری yalesistan
2. آقاي شیروان کریمی با نام کاربری shiravan50
3. خانم سروی جوکار با نام کاربری sarvi95
4. آقاي عباس تاج خراسانی با نام کاربری tak1331
5. آقاي ناصر جلالی با نام کاربری acenaser123

بالاترين فروش شخصي ماه جاري(آنلاين)
1. آقاي محمد مهدي مهاجري با نام کاربری majmohajeri
2. آقاي امیرحسین حقیقی با نام کاربری eagleamirr
3. خانم بهار توانگري با نام کاربری Bahar0610
4. آقاي مهدی عالیشاه با نام کاربری aceme19
5. آقاي علی مرادی با نام کاربری ace1401aliM
ارتباط مستقيم با دفتر مرکزي
شــــمــاره پـــــيــــــامـــــــک مـــــا:۳۰۰۰۷۹۵۷۹۵۹۴۳۴
پــســـت الـــکــــتــرونـــيــــکــي : info@bizmlm.ir
بــــــازرســـــــــــي اصــــــنـــــــــاف : ۲۶۴۲۱۲۸۹-۲۶۴۲۱۱۹۶
پــــــــشـــــتـــيـبــــاني بـــــــــــــــيز : ۴۳۰۷۲ (۰۲۱)
ربــات هوشمند در تلگرام : bizmlmir_bot
کاتالوگ برندها و شرکتهاي همکار
بیز
کجال بیز
ساعت تراست بیز
دکتر بین بیز
ساعت اکتیو بیز
عطرینه بیز
لاریکیت
ایزیول بیز
بیز
بیک بیز
ویبو بیز
آمار بازديد کنندگان سايت ما
بازديـد امروز صفحات سايت : ۱۶۲۷۲
بازديـد ديروز صفحات سايت : ۷۷۷۴۴۲
بازديـد صفحات هـــفت روزه : ۴۰۰۸۹۸۸
بازديـد صفحات ايــــــن مـــاه : ۱۰۵۷۷۵۱۴

همراه با ما در شبکه هاي اجتماعي
فیسبوک بیز تویتر بیز گوگل+ بیز اینستا گرام بیز یوتیوب بیز ایندلیشز بیز آراس اس بیز