۴۳۰۷۲ ۰۲۱

شرکت بازاریابان ایرانیان زمین ، بیز مبتکر بازاریابی شبکه ای نوین

بیز همیشه یک گام جلو تر

ريچارد برنسون از 7 اشتباه بزرگ خود چه ياد گرفت؟

ريچارد برنسونِ ميلياردر بيزينس هاي متعددي دارد و به گفته خودش رسيدگي به همه آنها کار خيلي سختي است.

او با ثروتي بالغ بر 5 ميليارد دلار بخاطر خدمات شايسته در حوزه کارآفريني از طرف دولت بريتانيا مقام شواليه را دريافت کرد.

 

 

اما برنسون هم در حرفه خود اشتباهات زيادي داشته و گاهي محاسبات او کاملا غلط از آب درمي آمدند.

 

در اينجا چند مثال مي زنيم تا ببينيد او چند بار شکست را تجربه کرده و چه درس هايي از آنها مي گيريم.

 

 

1. وقتي که اولين شرکت او به سود نرسيد.

 

 

برنسون در سال 1967 در سن 16 سالگي از مدرسه اخراج شد و بعد از آن اولين بيزينس خود را راه انداخت: يک مجله دانشجويي. او آرزو داشت اين مجله صداي يک نسل باشد و البته توانست با مصاحبه هاي عالي توجه خوانندگان را به خود جلب کند— اما از پول و سود خبري نبود.

خيلي زود تامين بودجه مجله به يک مشکل جدي تبديل شد.

اگر او به همان برنامه مقدماتي خود چسبيده بود احتمالا ديگر کارش تمام بود.

 

اما او تصميم گرفت انعطاف پذير باشد و وارد حوزه اي شد که آن طرف مرزهاي موفقيت بود— موسيقي.

 

او يک بيزينس فروش صفحه هاي موسيقي ارزان راه انداخت و مسيري که با يک مجله دانش آموزي شروع شده بود به يک امپراطوري ميلياردي بنام ويرجين رکوردز تبديل شد.

 

2. وقتي که خطوط هوايي ويرجين آتلانتيک شروع نشده زمين خورد.

 

 

برنسون در سال 1984 شرکت هوايي ويرجين آتلانتيک را تاسيس کرد تا تجربه پرواز بهتري به مسافران عرضه کند.

اين تجربه براي او بزرگ بود اما تجربه اي نداشت و اين کسب و کار جديد قبل از صعود از روي باند فورا سقوط کرد.

در تست اوليه تنها هواپيماي اين شرکت که يک بوئينگ 747 اجاره اي بود، يک دسته پرنده به سمت يکي از موتورهاي هواپيما پرواز کرده و خسارت زيادي وارد شد. اين شرکت ديگر نمي توانست بدون هواپيماي سالم مجوز شروع جابجايي مسافران را بگيرد و بدون مجوز هم از پول تعمير خبري نبود.

برنسون بجاي ترسيدن و جا زدن خوشبيني خود را حفظ کرد. او خيلي سريع شرکت هاي خود را بازسازي کرده و براي تعمير فوري هواپيما از چند شرکت پول قرض گرفت.

بالاخره شرکت هوايي او توانست مجوز بگيرد و ويرجين اولين پرواز خود را از گاتويگ به نيوآرک با موفقيت انجام داد.

 

3. وقتي که نوشابه ويرجين گاز شد و به هوا رفت

 

 

مجموعه ويرجين در سال 1994 وارد حوزه جديدي شده و ويرجين کولا آغاز به کار کرد تا رقيب جديدي براي کوکا و پپسي باشد.

تست هاي اوليه طعم اين نوشيدني اميدوارکننده بود و از همان اول برنسون اميد زيادي به موفقيت آن داشت.

او يکبار گفته بود، "کوکا معروفترين برند دنياست و اگر بتوانيم از آن جلو بزنيم حسابي حال مي کنيم".

اما خيلي طول نکشيد که مشخص شد ويرجين کولا اصلا فروش ندارد.

کاملا شبيه بقيه محصولات سودا بود که در اين صنعت مثل قارچ مي روييدند.

کار اين شرکت بعد از چند سال به تعطيلي کشيدو برنسون درس مهمي از آن گرفت— اگر منحصربفرد نباشيد ديده نمي شويد .

 

4. وقتي که سفر او به دور دنيا او را به سر حد مرگ رساند

 

 

آرزوهاي شخصي برنسون درست به اندازه آرزوهاي حرفه اي او بزرگ بود.

او چندين ماجراجويي پشت سر گذاشت تا نام خود را در رکوردهاي جهاني ثبت کند و بالاخره اولين نفري شد که با بالون از اقيانوس اطلس گذشت.

اما سفر به دور دنياي او آنقدرها هم موفقيت آميز نبود.

برنسون که تصادفا بيشتر سوخت خود را تمام کرده بود به همراه دستيار خود بالاي اقيانوس آرام با بادهاي شديد مواجه شد. اگر بالن را روي آب فرود مي آوردند هيچ اميدي براي نجات وجود نداشت، و با اين روش هم فقط 5 درصد احتمال زنده ماندن وجود داشت. برنسون در اينباره گفته که آنها فقط دو گزينه داشتند: همانجا بشينند و تقدير را بپذيرند و يا سه روز سختي را تحمل کنند تا به آمريکا برسند.

اما آنها زنده به خانه برگشتند و اين تجربه ارزش پشتکار را به برنسون ياد داد. "هيچوقت نااميد نشويد، حتي اگر مسخره بنظر برسد. بجنگيد، بجنگيد، براي موفقيت بجنگيد".

 

5. وقتي که ويرجين کارز نمره قبولي نگرفت.

 

 

گروه ويرجين در زمينه هواپيما و قطار موفقيت هاي بسياري کسب کرد اما صنعت خودرو داستان ديگري بود.

برنسون در سال 2000 تصميم گرفت شرکت Virgin Cars را راه بياندازد که يک بيزينس آنلاين با هدف تغيير روش فروش خودرو بود. بااينکه اين شرکت شروع قدرتمندي داشت خيلي زود از پا افتاد و چندين سال تعطيل ماند.

برنسون علت اين شکست را تمرکز اشتباه در همان گام اول مي دانست.

او فهميد که آنچه بايد در صنعت خودرو تغيير مي کرد نحوه فروش نبود، بلکه مربوط به روش تامين سوخت آن بود.

از آن پس او روي سوخت هاي پايدار و سازگار با محيط زيست سرمايه گذاري هاي بزرگي کرد.

 

بعلاوه او در همه بيزينس هايش يک قانون تصويب کرد: "بدون يک هدف مشخص از سود خبري نيست".

 

 

6. وقتي که خريداران به لباس هاي او نه گفتند.

 

 

برنسون چندين بار تلاش کرد وارد صنعت مُد شود اما هر بار دست از پا درازتر از آن بيرون آند.

او يک شرکت توليد پوشاک و يک برند لوازم آرايشي داشت.

اما هيچوقت نتوانست در اين حوزه به فاز فروش و سودآوري برسد.

تلاش هاي چندباره برنسون براي موفقيت در صنعت مُد نشان دهنده استقبال او از شکست است.

او به اين راحتي ها از پروژه هايش دست نمي کشد و وقتي کاري نتيجه ندهد نااميد نمي شود. چون راه تازه اي را در پيش مي گيرد.

 

7. وقتي که ويرجين ديجيتال دانلود نشد.

 

 

ويرجين ديجيتال در سال 2005 بصورت آنلاين در دسترس قرار گرفت.

در واقع، اين برند يک سايت دانلود موسيقي به سبک آيتيونز بود و مجموعه موسيقي کامل و فوق العاده اي داشت.

بعلاوه، يک سرويس عضويت ويژه داشت که بعدها زير سايه پلتفورم هاي موفق ديگر مانند اسپاتيفاي ديده نشد.

متاسفانه تنها اشکال ويرجين ديجيتال اين بود که آيپاد نداشت.

اين سايت عرصه رقابت را به اپل و سايت هاي موسيقي غيرمجاز باخت تا در نهايت در سال 2007 تعطيل شد.

 

اين شکست به برنسون ياد داد که هميشه بهتر است در مسير خودتان بمانيد تا اينکه پا جاي پاي شرکت هاي ديگر بگذاريد.

 

 

همه شکست مي خورند. آنهايي که شکت مي خورند موفق ترند.

 

 

اگر برنسون کوتاه مي آمد تک تک شکست ها او را از مسير اصلي دور مي کردند، اما از آنجا که ويژگي اصلي يک کارآفرين واقعي قابليت سازگاري با تغييرات در شرايط است او نيز چنين کرد.

 

 

برنسون که يک ماجراجوي واقعي در عرصه کسب و کار و نيز زندگي است همچنان از مرزهاي خود فراتر مي رود و ما هم مي توانيم از اين شجاعت او درس بگيريم.

 

 

چه چيزي ما را از روياهايمان دور نگه مي دارد؟ شايد آن چيزي که فکر مي کنيم نباشد.

 


 

منبع : Netwoking Mag

 

ترجمه و ويراست توسط گروه آموزشي بـــــيز مــــگ

 


 
 
۴ رای تا کنون
۰

نظرات در رابطه با : ريچارد برنسون از 7 اشتباه بزرگ خود چه ياد گرفت؟


نظرتان را برای ما بنویسید....
انصراف
ارسال دیدگاه و نظر شما