logo

کلیه حقوق مادی و معنوی اطلاعات این سایت برای شرکت امگا گلوبال کیش محفوظ می باشد

بازاریابی شبکه ای بیز سه اصل اساسی رهبری در قرن بیست و یکم

سه اصل اساسی رهبری در قرن بیست و یکم


این روزها و در مقایسه با سال های گذشته تبدیل شدن به یک رهبر شایسته کار دشوارتری میباشد. در طول یک قرن گذشته کار و حرفه ابزاری برای بقاء تلقی می شد. اما امروز وضعیت کاملا متفاوت است. افراد به دنبال مشاغل مهیج تر و رضایت­بخش­تر و خواهان محیط های کاری الهام بخشی هستند که بتواند تاثیرگذار بوده و شکوفا شوند.

این روزها رهبران با چالش های بی سابقه ای روبه رو هستند. آنها باید از قابلیت رهبری و هدایت همزمان سه نسل متفاوت از افراد برخوردار باشند، که همه این افراد دارای سوابق کاری و چشم اندازهای متفاوتی نسبت به آینده کاری هستند.

رهبران امروزی باید از فراست و آگاهی جامع و دقیق برخوردار باشد و هر لحظه از این آگاهی برای الهام بخشیدن، هدایت و مشارکت افراد تیم خود استفاده کنند. بعلاوه، این رهبران باید تاثیرات سیستماتیک "اقلیم" سازمانی خود را شناخته و همواره به دنبال شناخت عمیق تر از هنجارهای فرهنگی باشند. آنها باید با کنار هم گذاشتن قطعه های پازلِ کار روزانه برای رسیدن به یک تصویر جامع دقت کافی داشته و برای انجام ماموریت ها الهام بخش اعضای تیم خود باشند. برخلاف گذشته، رهبران امروزی باید هسته و درون افراد خود را بشناسند.

 

هوش رهبری به قابلیت های شما برای پرورش، یادگیری، و کسب مهارت در شناسایی روش های جدید رهبری و هدایت افراد بستگی دارد. برای تقویت هوش رهبری سه اصل اساسی وجود دارد: خودآگاهی، عملکرد ذهن اجرایی، و چابکی در واکنش.

 

 

 

 

 

1. خودآگاهی

 

خودآگاهی با کنجکاوی و شجاعت در این مسیر آغاز می شود که چه عواملی در رهبری شما تاثیرگذار هستند و کدام تاثیرگذار نیستند و اینکه فرهنگ حاکم بر سازمان کدام است. زمانی که از مزایای رقابتی و محدودیت های موجود مطلع شدید، از امکانات کافی برای برداشتن یک گام قدرتمند برخوردار خواهید بود. خودآگاهی به شما اجازه می دهد تا از استعداد خود سود برده و در صورت نیاز در مسیر پتانسیل رهبری حقیقی برخی از آنها را حذف یا اضافه کنید.
در واقع، خودآگاهی دروازه ورود به هوش عاطفی بوده و مسیر دسترسی به پیشرفت حقیقی در حوزه فردی و نیز حرفه ای را فراهم می آورد. البته، خودآگاهی کار چندان آسانی نیست. همانطور که در مورد همه انسان ها صدق می کند، افراد دارای ابعاد شخصیتی یا رفتارهایی با تاثیرات منفی روی دیگران هستند. یک رهبر آگاه با قاضی کردن کلاه خود می تواند مسئولیت این تاثیر منفی را برعهده بگیرد. اطلاع از رفتارهای منفی به تنهایی کافی نیست؛ قبول مسئولیت تاثیر این دسته از رفتارها نیازمند بخشندگی و تلاش برای تغییر آنهاست تا مسیر "هوش رهبری" باز شود.

 

 

 

 

 

2. عملکرد مغز اجرایی

 

 

بهینه سازی عملکرد مغز اجرایی سلاح مخفی هوش رهبری محسوب می شود. قشر پیش­قُدامی مغز همان جایی است که مغز اجرایی در آن کار می کند؛ در واقع، این بخش چیزی شبیه دسته های کنترل در اتاقک خلبان هاست. تفکر استراتژیک، همکاری، استدلال، و خلاقیت از همین قسمت مغز بیرون می آیند. اما مشکل اینجاست که اغلب رهبران به مرور زمان بیش از حد نیاز به یک نیمکره مغز وابسته شده و همین مسئله باعث می شود نیمکره دیگر از رشد بازبماند. به این ترتیب، توانایی هواپیما برای مسیریابی در طوفان یا اوج گرفتن به ارتفاعات بالاتر دچار اختلال می شود.

 

کار سازماندهی، مقوله بندی، استدلال، و استراتژی­سازی از نیمکره چپ مغز انسان نشات می گیرد. اما طوفان فکری، نوآوری، همکاری، و قابلیت های ارتباطی در نیمکره راست جای گرفته اند. زمانی که رهبران اهداف و دیدگاه های خود را به خوبی بشناسند و همچنین روی تفکرات، واکنش ها و رفاه خود کنترل آگاهانه داشته باشند (رهبران از طریق ادغام نیمکره چپ و راست از هر دو بخش اجرایی مغز خود استفاده می کنند) هوش رهبری و شایستگی در آنها به اوج خود می رسد.

وقتی یک رهبر از تمامی ظرفیت های خود بهره می برد، چیزهایی را می بیند که دیگران نمی بینند و در واکنش به موانع و مشکلات اقلیم و فرهنگ سازمانی به بهترین شکل ممکن عمل می کند.

 

 

 

 

 

3. چابکی در واکنش

 

چابکی در واکنش همان توانایی واکنش معقول و کنترل­شده فارغ از فشار و مشکلات پیشِ روی رهبران است. چابک بودن در واکنش یک فاکتور کلیدی در رهبری کارآمد محسوب می شود. واکنش اساتیک در همه شرایط و موقعیت ها جواب نمی دهد. داد و بیداد کردن در هیچ موقعیتی نتیجه نمی دهد. اما گاهی به خشم و اضطراب یا کنجکاوی یا همکاری نیاز است.

چابکی در واکنش به آن معناست که شما به خود یاد داده اید قبل از واکنش نشان دادن فکر کنید. زمانی که مشکلی ایجاد می شود، رهبری که خوب می داند چطور واکنش نشان دهد و مسیر درست را هم به دیگران نشان دهد رهبری است که می تواند اقلیم و فرهنگ سالم سازمان را حفظ کند. چابکی در واکنش نیازمند انضباط، آگاهی، شکل گیری عادات جدید و تعهد بوده و مولفه اصلی هوش رهبری محسوب می شود.

تبدیل شدن به یک رهبر رسالت-محور که الهام بخشِ افراد خود در ارائه بهترین خدمات است یک مولفه کلیدی در میان رهبران موفق امروزی محسوب می شود. رهبران شایسته در دنیای امروز به خوبی می دانند که چگونه منبع الهام نیروهای خود باشند و برای نیل به این هدف از ارتباطات خود سود می برند.

یادگیری اصول اولیه نحوه عملکرد افراد و الهام بخشیدن به آنها بخش آسان کار است. تسلط در این مهارت ها همان رسیدن به هوش رهبری است. در عوض، تبدیل کردن هوش رهبری به یک استعداد رقابتی روش درجه یک در تاثیرگذاری بر پرسنل و حفظ بهترین آنها در سازمان محسوب می شود.

 

منبع :سایت Networking Times

 

ترجمه و ویراست توسط گروه آموزشی بـــــیز مــــگ

 

 


 
 
۸
0

تهیه شده توسط تیم آموزشی بیزمگ



نظرات در رابطه با : سه اصل اساسی رهبری در قرن بیست و یکم


Guest
نظر خود را در تاریخ ۰۰:۵۸:۲۷ ۱۳۹۶/۰۲/۰۱ ارسال کرده

مثال کاربردی برای هرکدام ذکر کنید.ممنون

bizzzzzzzzzz
نظر خود را در تاریخ ۱۲:۱۰:۳۳ ۱۳۹۶/۰۴/۰۴ ارسال کرده

مطالب خیلی جالب

نظرتان را برای ما بنویسید....
انصراف
ارسال دیدگاه و نظر شما
Scroll
فعالیت شرکت بازاریابان ایرانیان زمین بصورت یک شخصیت حقوقی مستقل ، مطابق با آیین نامه ماده 87 قانون نظام صنفی دارای پروانه کسب بازاریابی شبکه ای است و شرکت بازاریابان ایرانیان زمین هیچگونه وابستگی به ارگانها و نهاد های دولتی ، غیر دولتی و امنیتی ندارد .
بالاترين فروش شخصي ماه گذشته

بالاترين فروش شخصي ماه جاري(آنلاين)
همراه با ما در شبکه هاي اجتماعي
فیسبوک بیز تویتر بیز گوگل+ بیز اینستا گرام بیز یوتیوب بیز ایندلیشز بیز آراس اس بیز