logo

کلیه حقوق مادی و معنوی اطلاعات این سایت برای شرکت بازاریابان ایرانیان زمین محفوظ می باشد

بازاریابی شبکه ای بیز محصولات من خیلی گران هستند!!!

محصولات من خیلی گران هستند!!!


محصولات من خیلی گران هستند. هیچکس حاضر نیست انقدر پول بدهد!
این جمله برای شما هم آشناست؟ آیا این بازاریاب هم مثل شما فکر می کند؟

 

 

 

بازاریاب ها بر این باورند که مشتریان احتمالی تصمیمات خرید خود را برپایه قیمت اتخاذ می کنند.
به نظرتان تغییر دادن این طرز تفکر کار سختی است؟
اگر از داستان ها و مثال ها استفاده کنیم نه.

 

بیایید تصور کنیم من یک رهبر بالقوه هستم، اما این باور من که محصولات زیادی گران هستند من را از پیشرفت باز می دارد.

 

شما می خواهید طرز فکر من را از "این محصولات زیادی گران هستند" به "این محصولات مقرون¬به¬صرفه هستند چون مشتری ها واقعا می خواهند از محصولاتی که به آنها عرضه می کنم سود ببرند" تغییر دهید.

 

 

به طرز تفکر این بازاریاب ما توجه کرده و سعی کنید آن را تغییر دهید— نه با سخنرانی و بالای منبر رفتن، بلکه با داستان زیر:
"تام، می دانم که فکر می کنی این محصولات زیادی گران هستند. شاید حق با تو باشد. اما به نظر من ملاک خیلی از مردم برای خرید راحتی، کیفیت، و دیگر مشخصه ها یا پرستیژ محصول است. بیشتر آنها برای بدست آوردن این راحتی، کیفیت و پرستیژ حاضر هستند پول بیشتری بپردازند".

من هم با مقاومت جواب می دهم، "این حرف تو را قبول ندارم. مشتریان فقط بنا به قیمت خرید می کنند. آنها می خواهند در هزینه ها صرفه جویی کنند و محصولی را خرید می کنند که حداقل قیمت ممکن را داشته باشد".
شما به من می گویید، "تام، شاید حق با تو باشد. شاید خیلی از مردم از خانه بیرون می روند و ارزانترین محصول را می خرند. نمی دانم. نظر تو چیست که برویم نگاهی بیاندازیم؟"
شما با من بیرون آمده و با هم یک گوشه خیابان می ایستیم. از من می پرسید، "تام، ارزانترین اتومبیلی که می توانی بخری چیست؟"
من هم چند دقیقه فکر کرده و می گویم، "یوگو. این ارزانترین اتومبیلی است که می توانی بخری. چهار تا چرخ دارد و یک فرمان تا تو را از نقطه A به نقطه B برساند".
بعد شما می گویید، "بیا برویم آنطرف خیابان. از آنجا که مردم براساس قیمت خرید می کنند، مطمئن هستم که بیشتر آنها ارزانترین اتومبیل موجود را می خرند— یک یوگو. مطمئن هستم که الان یک عالمه یوگو ببینیم که از اینجا رد شوند. در واقع، بنظر من 50 درصد اتومبیل هایی که از اینجا رد می شوند یوگو هستند".

وقتی آنطرف خیابان ایستاده ایم، چه مدل اتومبیل هایی رد می شوند؟ اولی شورلت است، بعد یک فورد، بعد یک بی¬ام¬دبلیو، بعد یک تویوتا، بعد یک دوج، یک فورد دیگر، یک کادیلاک، یک لکسوس، یک فورد دیگر، یک فولکس واگن...و ما حتی یک یوگو هم ندیدیم!
شما رو به من کرده و می گویید، "آیا این احتمال هم وجود دارد که مردم اتومبیل را براساس پرستیژ، راحتی یا کیفیت بخرند— و نه بر پایه قیمت؟ من که حتی یک یوگو هم ندیدم. بعید می دانم کسی اتومبیل را براساس قیمت خریداری کند. مردم دنبال مشخصه های تشخص، راحتی، ویژگی های خاص، سرعت یا پرستیژ هستند. اما، شاید هم من اشتباه می کنم. حالا بیا به یک خیابان دیگر برویم. شاید اینجا مکان خوبی نباشد"--

شما رو به من کرده و می گویید، "هی، ظاهرا هیچکدام از اینها اتومبیل خود را براساس قیمت نمی خرند. همه بابت راحتی، رنگ یا پرستیژ پول می دهند. بیا به یک خیابان دیگر رفته و چند اتومبیل دیگر ببینیم".
من می گویم، "نه، نه، نه— متوجه منظورت شدم".


در این لحظه، شما طرز تفکر من را تغییر داده اید. من دیگر بر این عقیده نیستم که مشتریان احتمالی فقط براساس قیمت خرید می کنند.

 

آیا با همین داستان طرز تفکر من از "طرزتفکر بازاریابی" به "طرز تفکر رهبری" تغییر کرد؟
خیر. اگر اینطور بود که کار خیلی راحت می شد، مگر نه؟ اما شما توانسته اید حداقل اندکی طرز فکر من را تغییر دهید. شما باید داستان ها و مثال های بیشتری به من بگویید تا به تدریج طرز فکر خود را به سمت تفکر رهبری هدایت کنم.

 

حالا برویم سراغ یک داستان دیگر برای تغییر طرز فکر من درباره قیمت.

نظرتان درباره یک داستان پیتزایی چیست؟ داستان از این قرار است:
"تام، آیا تا بحال پیتزا سفارش داده ای؟ آیا تا بحال فکر کرده ای راه آسان را انتخاب کرده و تمام عصر را صرف پختن شام نکنی؟ آیا تا بحال فکر کرده ای گوشی تلفن را برداشته و یک پیتزا سفارش بدهی تا در درب خانه تحویل بگیری و در همین حین خودت تلویزیون تماشا کنی؟
"البته که اینکار را کرده ای. همه در زندگی خود پیتزا سفارش داده اند. اما آیا این ارزانترین راه برای پیتزا داشتن است؟ به هیچ وجه. شما به یک نفر پول می دهید تا پیتزا را برای شما آماده کند و بعد یک نفر دیگر آن را درب منزل تحویل دهد. قطعا این روش گرانتر از زمانی تمام می شود که خودتان پیتزا درست کنید، یا پیتزای نیمه آماده خریده و در فر بگذارید.
"پس چرا این پول اضافی را خرج می کنی؟ بخاطر طعم؟ کیفیت بهتر؟ راحتی؟ و احتمالا با این روش دو یا سه برابر پول بیشتری می پردازی!"
خدای من! حسابی من را گیر انداختید. حتی خود من هم فقط برای اساس قیمت محصولات را خریداری نمی کنم. باز هم طرز فکر من کمی به سمت تفکر رهبری حرکت کرد.

 

یکی از مهارت های رهبری باید توانایی تغییر باورهای ناتوان¬کننده باشد. این تکنیک بسیار ساده است.

 

کاری که ما انجام دادیم از این قرار بود:

 


ما، بعنوان رهبر، متوجه شدیم که افراد می توانند با تجربه کردن رخدادهای تازه باورهای خود را تغییر دهند.
ما با دقت یک رخداد تازه را کنترل کردیم تا بازاریاب تازه¬کار ما نقطه نظر تازه ای پیدا کند.
این ساده ترین راه برای تغییر سریع باورها بوده و درعین حال قدرتمندترین آنها هم هست.

ما در اغلب موارد سعی داریم با سخنرانی، تصدیق و تایید دیگران، گزارش یا چیزهایی مثل این باورهای یک بازاریاب را تغییر دهیم.
اما این روش زمانبر بوده و کارایی چندانی ندارد. اما با طرح داستان های روشنگرانه بازاریاب خود را در معرض تجارب شخصی تازه ای قرار می دهید که باورهای ناتوان¬کننده را از بین برده و به توسعه ذهنیت رهبری او کمک کنید.

 

منبع :سایت Networking Mag

 

ترجمه و ویراست توسط گروه آموزشی بـــــیز مــــگ

 

 

 

 

 


 
 
۱۹
2

تهیه شده توسط گروه آموزشی بیز مگ



نظرات در رابطه با : محصولات من خیلی گران هستند!!!


مسعود حسینی
نظر خود را در تاریخ ۱۳:۱۳:۱۳ ۱۳۹۶/۰۲/۲۳ ارسال کرده

عالی بود

عالی بوود
نظر خود را در تاریخ ۱۳:۳۵:۴۳ ۱۳۹۶/۰۲/۲۳ ارسال کرده

عااااای بود ولی بازم موضوعات دیگه بزارید در بازار سرد

امین دهقانی
نظر خود را در تاریخ ۲۰:۳۰:۲۲ ۱۳۹۶/۰۲/۲۳ ارسال کرده

عالی بود چقد خوبه از این اموزشها بیشتر بذارید ممنون

سهیل ثابت قدم
نظر خود را در تاریخ ۲۰:۱۱:۴۸ ۱۳۹۶/۰۲/۲۴ ارسال کرده

عالی ممنون

علی
نظر خود را در تاریخ ۱۷:۳۲:۲۶ ۱۳۹۶/۰۲/۲۸ ارسال کرده

سلام . ممنون ، بسیار عالی . مثالها ( راه میانبر ) و همچنین ( تبدیل معقول به محسوس ) هستند . یعنی مطلب ، بخوبی حس و درک میشه .

جلیل یوسفی
نظر خود را در تاریخ ۱۴:۵۹:۴۶ ۱۳۹۶/۰۲/۳۰ ارسال کرده

مثال هایی ک زده شد خیلی خوب بود.حتما استفاده میکنم.صد در صد فروشم بیشتر میشه. ممنونم

محسن آرام بُن
نظر خود را در تاریخ ۱۵:۱۰:۴۲ ۱۳۹۶/۰۳/۱۶ ارسال کرده

خیلی مفید بود .. تشکر

حسین عجم
نظر خود را در تاریخ ۰۱:۵۳:۴۲ ۱۳۹۶/۰۳/۲۰ ارسال کرده

خیلی ممنون از اطلاعات مفیدی که ارائه میکنید.خداروشکر که در شرکت فوق العاده ای دارم کار میکنم.

hashem
نظر خود را در تاریخ ۱۳:۰۶:۰۱ ۱۳۹۶/۰۴/۰۴ ارسال کرده

فروشم فوق العاده شده

موج
نظر خود را در تاریخ ۱۳:۵۵:۳۱ ۱۳۹۶/۰۴/۱۰ ارسال کرده

سپاسسسسسسسس. لطفا مطالب این چنینی بیشتر بذارید

سارا
نظر خود را در تاریخ ۱۱:۳۸:۲۳ ۱۳۹۶/۰۴/۲۱ ارسال کرده

سلام اطرافیان من ذهنیت بدی نسبت به این کار دارن کسی نمیاد زیرمجموعه بشه چکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سارا
نظر خود را در تاریخ ۱۱:۳۸:۵۹ ۱۳۹۶/۰۴/۲۱ ارسال کرده

مطالبتون عالی بود

admin_biz
نظر خود را در تاریخ ۱۴:۱۱:۴۲ ۱۳۹۶/۰۴/۲۱ ارسال کرده

دوست عزیز هر کاری سختی های خودش را دارد ما با یکدیگر دست به دست میدهیم ذهنیت ها و باورها را تغییر بدهیم

نظرتان را برای ما بنویسید....
انصراف
ارسال دیدگاه و نظر شما
Scroll
فعالیت شرکت بازاریابان ایرانیان زمین بصورت یک شخصیت حقوقی مستقل ، مطابق با آیین نامه ماده 87 قانون نظام صنفی دارای پروانه کسب بازاریابی شبکه ای است و شرکت بازاریابان ایرانیان زمین هیچگونه وابستگی به ارگانها و نهاد های دولتی ، غیر دولتی و امنیتی ندارد .
بالاترين فروش شخصي ماه گذشته

بالاترين فروش شخصي ماه جاري(آنلاين)
همراه با ما در شبکه هاي اجتماعي
فیسبوک بیز تویتر بیز گوگل+ بیز اینستا گرام بیز یوتیوب بیز ایندلیشز بیز آراس اس بیز