02143072

شرکت بازاریابان ایرانیان زمین

همیشه یک گام جلوتر
آنچه باید بدانید  /  گاهی بازخورد منفی بهترین پاداش است

اگر یک بار دیگر مقاله ای ببینم که در آن گفته شده ارائه بازخورد به یک بازاریاب یا همکار نباید "انتقادی" و "منفی" باشد احتمالا از عصبانیت منفجر می شوم.

 

 

 واقعا ناامیدکننده است. مسلما این دست توصیه ها نیت بدی ندارند و شاید در ظاهر هم منطقی بنظر برسند. بعلاوه، احتمالا شما هم خوشتان نمی آید که اشتباهات دیگران را به آنها گوشزد کنید— کاری که در کمترین حد برای هر دو طرف باعث خجالت می شود.

اما اجتناب از ارائه بازخورد منفی اشتباه و خطرناک است.

 اشتباه از این لحاظ که اگر انتقاد در زمان درست و به روش درست مطرح شود می تواند کاملا انگیزه بخش باشد. خطرناک از این لحاظ که بدون آگاهی از اشتباه هیچکس نمی تواند پیشرفت کند. اصرار بر "مثبت" ماندن در ارائه بازخورد صرفا شما را از هدف دورتر می کند.

 

 

حتما می خواهید بگویید آیا بازخورد منفی فرد را ناامید نمی کند؟ انگیزه او را نمی گیرد؟

این حرف کاملا درست است.

آیا به آنها کمک نمی کند همچنان انگیزه داشته باشند؟

در بسیاری از موارد، بله.

گیج شده اید، مگر نه؟ خوشبختانه، تحقیقات اِستیسی فینکلشتین از دانشگاه شیکاگو ماهیت ظاهرا متناقض بازخورد را روشن ساخته و توضیح داده که بازخورد چرا، چگونه و برای چه کسی مناسب است.

 

بهتر است اول از همه بدانیم این بازخورد مثبت و منفی چه کارکردی دارد.

 

 

 

 تحسین (برای مثال، کاری که کردی واقعا عالی بود ...) با ارتقاء تجربه و اعتمادبنفس تعهد شما را نسبت به کار افزایش می دهد.

از طرف دیگر، یک ارزیابی انتقادی تر (مثلا، در این قسمت اشتباه کردید ...) آموزنده است— به شما می گوید که در کدام قسمت باید بیشتر تلاش کنید و نشان می دهد چطور می توانید در آن قسمت بهتر شوید.

با توجه به این دو کارکرد متفاوت، احتمالا بازخورد مثبت و منفی برای افراد مختلف در زمان های متفاوت اثربخشی بیشتری خواهد داشت.

 

برای مثال، وقتی واقعا نمی دانید که چکار می کنید، تشویق به حفظ خوش بینی و احساس راحتی بیشتر در مقابله با مشکلات پیش رو کمک می کند

 گاهی تازه کارها به تشویق نیاز دارند. اما وقتی متخصص هستید و کم و بیش می دانید که چکار می کنید انتقاد برای شما بهتر است تا بفهمید به چه شکل به بالاترین مرحله کار خود خواهید رسید.

تازه کارها و متخصصان بدنبال انواع مختلف اطلاعات بوده و از آنها انگیزه می گیرند.

در یکی از تحقیقات آنها از دانشجویان آمریکایی که در سطوح مبتدی یا پیشرفته کلاس زبان فرانسوی حاضر می شدند سئوال شد که معلمی را ترجیح می دهند که به آنها بگوید کجای کار را درست انجام می دهند (تمرکز روی نقاط قوت آنها) یا کجای کار را اشتباه می کنند (تمرکز روی اشتباهات و نحوه اصلاح آنها).

دانشجویان مبتدی بیشتر خواستار یک معلم تشویق گر و متمرکز روی نقاط قوت بودند. اما دانشجویان پیشرفته یک معلم انتقادی تر را ترجیح می داند که به ارتقاء مهارت های ضعیف تر آنها کمک کند.

 

 

 

این محققان در یک تحقیق دیگر رفتار کاملا متفاوت دیگری را مورد بررسی قرار دادند: پرداختن به فعالیت های سازگار با محیط زیست.

 اینبار "متخصصان" آنها اعضای سازمان های زیست محیطی (مانند Greenpeace) و "مبتدی های" آنها افراد غیرعضو بودند. هر شرکت کننده در این تحقیق فهرستی از فعالیت هایی را تهیه کرد که برای کمک به محیط زیست مرتبا انجام می دهد— کارهایی مثل بازیافت، پرهیز از مصرف آب معدنی و استحمام های کوتاه.

سپس یک مشاور زیست محیطی درباره اثربخشی این اقدامات به آنها بازخورد داده و یک گزینه برای انتخاب داشتند:

 ترجیح می دهید بیشتر درباره اقدامات اثربخش خود بدانید، یا درباره اقداماتی که هیچ تاثیری ندارند؟ متخصصان، در مقایسه با مبتدیان، بازخورد منفی— درباره اقدامات بی اثر— را ترجیح دادند.

همه این مطالعات در کنار هم نشان می دهند که افراد باتجربه در هر حوزه ای— یعنی افرادی که از قبل دانش و مهارت های خود را ارتقاء داده اند— از بازخورد منفی هراسی ندارند. بلکه خودشان بدنبال آن هستند.

آنها بصورت غریزی می دانند که بازخورد منفی کلید پیشروی به جلوست و بازخورد مثبت صرفا چیزی را به آنها می گوید که خودشان از قبل می دانند.

 

 

پس انگیزه در این میان چه می شود؟ کدام نوع بازخوردی باعث می شود آستین ها را بالا بزنید؟

وقتی به شرکت کنندگان در مطالعه زیست محیطی درباره فعالیت هایشان بصورت تصادفی بازخورد مثبت یا منفی داده شد، و بعد از آنها سئوال شد که حاضرند چه مقدار از 25 دلار دستمزد شرکت در این تحقیق را به Greenpeace اهدا کنند نوع بازخوردی که دریافت کرده بودند تاثیر چشمگیری روی انگیزه آنها برای این کمک مالی داشت.

متخصصانی که بازخورد منفی دریافت کرده بودند بطور میانگین مبلغ بیشتری (8.53 دلار) در مقایسه با مبتدیان (1.24 دلار) اهدا کردند. اما مبتدیانی که بازخورد مثبت دریافت کرده بودند مبلغ بیشتری (8.31 دلار) از متخصصان (2.92 دلار) اهدا کردند.

 

نمی خواهم بگویم که هیچوقت نباید به تازه کارها درباره اشتباهاتشان گوشزد کرد، یا اینکه هیچوقت نباید افراد حرفه ای را بخاطر کارهای فوق العاده شان تحسین کرد. و البته بازخورد منفی همیشه باید با توصیه های خوب و باملاحظه مطرح شوند. اما من فکر می کنم که سنگین تر شدن کفه تحسین محرک قوی تری برای مبتدیان در مقایسه با افراد حرفه ای است.

 

می خواهم رک و پوست کنده بگویم که از انگشت گذاشتن روی اشتباه افراد باتجربه نگران نباشید. بازخورد منفی اعتمادبنفس آنها را در هم نمی شکند— بلکه فقط اطلاعاتی که برای رفتن به گام بعدی عملکردشان نیاز دارند در اختیار آنها قرار میدهد.


 

منبع : hbr.org

 

ترجمه و ويراست توسط گروه آموزشي بـــــيز مــــگ

 

پادکست بیز مگ
اینفو گرافیک بیز مگ
فیلم های آموزشی بیزمگ
تازه ترینهای بیز مگ
نظرات کـاربران
افزودن نظر جدید
امتیاز
نظرات خود را بادیگران در رابطه با این موضوع به اشتراک بگذارید راهنمایی کنید.

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید:

فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید.

نظرات خود را براساس تجربه و استفاده‌ی عملی و با دقت به نکات فنی ارسال کنید؛ بدون تعصب به محصول خاص، مزایا و معایب را بازگو کنید و بهتر است از ارسال نظرات چندکلمه‌‌ای خودداری کنید.

بهتر است در نظرات خود از تمرکز روی عناصر متغیر مثل قیمت، پرهیز کنید.

به کاربران و سایر اشخاص احترام بگذارید. پیام‌هایی که شامل محتوای توهین‌آمیز و کلمات نامناسب باشند، حذف می‌شوند.